سيف بن محمد سيفى هروى

55

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

داشت . هژده روز را به پاى حصار ساجى رسيد . هفت روز آن حصار را محاصره كرد و هرروز دو نوبت جنگ پيش برد [ ند ] . شب هشتم ملك شمس الدين به وقت طلوع صبح بريد نياز را به حضرت ملك بىنياز و مالك كارساز فرستاد و گفت : [ 226 ] اى قادر لم يزل به لطف بىغايت و فضل بىنهايت خود ، اين حصار را بر دست من ضعيف به قدرت قديم خود گشاده گردان . [ پس ] از اوّل روز دو هزار مرد غورى و افغانى و هروى به يك حمله خويشتن بر در حصار انداختند . چون در از آهن بود و هربواب و حارس مثل اهرمن ، دو روز ديگر لشكر بر در حصار بماند و از طرفين قرب هزار مرد ديگر ، بعضى به قتل رسيد ، و بعضى مجروح شد . روز سيم كه اواخر ذى القعده بود ، ميان مردم حصار ساجى دو گروهى و نزاع حادث گشت . جماعتى كه به عدد و عدّت بيشتر بودند ، حصار را به دست [ 227 ] باز دادند . ملك آن روز صد و پنجاه تن را از ساكنان حصار به قتل رساند و بفرمود تا ده تن را از بالاى حصار سرنگونسار بينداختند و حصار را خراب كردند . و روز ديگر مراجعت فرمود ، با غنيمت بسيار و اسارى بيشمار . 39 . قتل ملك على ملك سجستان چون شهور سنه ست و خمسين و ستماية ( 656 ) درآمد ، ملك شمس الدين كرت از افغانستان به تكناباد آمد و پهلوان مبارز الدين محمد نهى را با هزار سوار در تكناباد بگذاشت و بعد از آن به قلعهء خيسار آمد و بعد از ده روز از قلعهء خيسار به اسفزار حركت فرمود و از اسفزار اختيار الدين سالار و امير نصرت و حسام الدين نيال را به هرات پيش قرلغ فرستاد . قرلغ و امير محمد عزّ الدين مقدم و خواجه شمس به يارى و بزرگان هرات به استقبال ملك تا به بستان پيش باز آمد [ ند ] و چون به خدمت ملك اسلام رسيدند ، از يك تير [ 228 ] پرتاب پياده گشتند و بر ملك آفرينها خواندند . يك ماه پيوسته قرلغ و مشاهير هرات ملك شمس الدين را طويها و دعوتها كردند و از اطراف خراسان تجار روى به هرات آوردند و كار دخل و نفع شهر هرات رونق تمام گرفت . در اين سال ملك شمس الدين كرت به هرات نزول فرمود . شاهزادگان بلغه و توتار « 1 » - برادرزادگان شاهزاده باتو - در بادغيس معسكر ساخته بود [ ند ] . ملك شمس الدين پيش ايشان رفت . او را خوشدل با دلنوازى بسيار به هرات بازفرستاد [ ند ] .

--> ( 1 ) - نسخه : توبار .